نه گفتن را بیاموزید
نه گفتن را بیاموزید
« داشتم درس می خواندم و خودم را برای امتحان فردا آماده می کردم.
از درس عقب بودم و حسابی وقتم تنگ بود.دوستم به من زنگ زد و گفت : «
می خواهم بیایم خانه تان با هم درس بخوانیم »
به تجربه ثابت شده بود که این جوری وقتم تلف می شود و مجبورم زمان
زیادی را به حرف ها و کارهای متفرقه بگذرانم و اصلا بر روی درس تمرکز نخواهم
داشت ، در حالی که اگر تنهایی درس بخوانم ، بیشتر موفق می شوم. اما در رو
دربایستی گیر کردم و نتوانستم به او چواب منفی بدهم.چون ممکن بود ناراحت
شود. »
یکی از نکات منفی که گریبانگیر ما انسانها می شود، این است که در مواقع
لازم ، چندان که باید صراحت و صداقت نداریم و معمولا با تعارف و رو دربایستی
زندگی می کنیم. رو دربایستی ، تلاشی کاذب برای حفظ عزت نفس است اما این
تلاش واقعا وارونه است و عزت نفس ناشی از آن پایدار نیست.
چه باید کرد؟
· نباید بی صداقتی خود ار با بهانه هایی از قبیل که دیدم دلش
می شکند ، چون گناه داشت و خدا را خوش نمی آید و یا بعد از سالی، کاری از
ما خواست و ... توجیه کنیم.
· اگر دوستی به خاطر یک پاسخ صادقانه ی صریح ، به هم می خورد
واقعا بهتر است به هم بخورد ، زیرا اساس دوستی صداقت است.
· کسانی که از شما « نه » شنیده اند، به «آری» شما اعتماد می کنند
· مطمئن باشید در روابط دوستانه،رنجش ناشی از صراحت،امری موقتی است
درس بعدی ما در مورد « از بیان اندیشه های خود نترسید» است و از کلیه ی کسانی که به
این وبلاگ یعنی « ترفندهای خفن،آموزش و غیره » لطف می ورزند اعلام می دارم که
در هفته ی آینده این قسمت را حتما در وبلاگ مطالعه فرمایند. در ضمن اگه خوشتون
و به دردتون خود به این وبلاگ حقیر نظر هم بدهید به خدا ضرر نمی کنید.
