تبليغاتX
.:: ترفنــــــدهای خفن،آموزش و غیره ::.

.:: ترفنــــــدهای خفن،آموزش و غیره ::.

آموزش ویژوال بیسیک و مطالب خواندنی

نه گفتن را بیاموزید

نه گفتن را بیاموزید

        « داشتم درس می خواندم و خودم را برای امتحان فردا آماده می کردم.

از درس عقب بودم و حسابی وقتم تنگ بود.دوستم به من زنگ زد و گفت : «

می خواهم بیایم خانه تان با هم درس بخوانیم »

        به تجربه ثابت شده بود که این جوری وقتم تلف می شود و مجبورم زمان

زیادی را به حرف ها و کارهای متفرقه بگذرانم و اصلا بر روی درس تمرکز نخواهم

داشت ، در حالی که اگر تنهایی درس بخوانم ، بیشتر موفق می شوم. اما در رو

دربایستی گیر کردم و نتوانستم به او چواب منفی بدهم.چون ممکن بود ناراحت

شود. »

 

        یکی از نکات منفی که گریبانگیر ما انسانها می شود، این است که در مواقع

لازم ، چندان که باید صراحت و صداقت نداریم و معمولا با تعارف و رو دربایستی

زندگی می کنیم. رو دربایستی ، تلاشی کاذب برای حفظ عزت نفس است اما این

تلاش واقعا وارونه است و عزت نفس ناشی از آن پایدار نیست.

 

چه باید کرد؟

 

·         نباید بی صداقتی خود ار با بهانه هایی از قبیل که دیدم دلش

می شکند ، چون گناه داشت و خدا را خوش نمی آید و یا بعد از سالی، کاری از

ما خواست و ... توجیه کنیم.

·         اگر دوستی به خاطر یک پاسخ صادقانه ی صریح ، به هم می خورد

واقعا بهتر است به هم بخورد ، زیرا اساس دوستی صداقت است.

·         کسانی که از شما « نه » شنیده اند، به «آری» شما اعتماد می کنند

·         مطمئن باشید در روابط دوستانه،رنجش ناشی از صراحت،امری موقتی است

 

درس بعدی ما در مورد « از بیان اندیشه های خود نترسید» است و از کلیه ی کسانی که به

این وبلاگ یعنی « ترفندهای خفن،آموزش و غیره » لطف می ورزند اعلام می دارم که

در هفته ی آینده این قسمت را حتما در وبلاگ مطالعه فرمایند. در ضمن اگه خوشتون

و به دردتون خود به این وبلاگ حقیر نظر هم بدهید به خدا ضرر نمی کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن سامی نسب  | 

به « اضطراب اجتماعی » تسلیم نشوید

به « اضطراب اجتماعی » تسلیم نشوید

      

         « وقتی در یک جمع نشسته ام،به شدت نگران و مضطربم.

می ترسم ناگهان از من سوالی بپرسند و من نتوانم جواب بدهم و

جلوی دیگران خجالت زده بشوم. وقتی می بینم از اول مجلس،همه

در بحث ها شرکت کرده اند و هر کس چیزی گفته است و فقط من

ساکت بوده ام ،دلشوره و نگرانی ام بیشتر می شود. چون حرف

جالب و مهمی برای گفتن ندارم. »

 

          در بسیاری از نمونه های شایع،شخص از این نگران است که اگر

صحبت کند،حرفهای او بی ارزش،سبک و سطح پایین باشد یا ناگهان از

او سوالی پرسیده شود و او نتواند به آن سوال جوابی بدهد و نظایر اینها.

 

          اگر احساسات زیر در شما وجود داشته باشد،احتمالا شما به این

مشکل دچار هستید :

 

1.     حس می کنید که دیگران دائم حرکات شما را زیر نظر دارند

و اگر خطایی از شما سر بزند،در پشت سر،شما را تحقیر می کنند.

2.     برایتان رضی کردن دیگران،مهم تر از راضی بودن خودتان است

3.     تصور می کنید لازم است به نوعی جلب توجه کنیدتا مطرح باشید

4.     مدام نگرانید که مبادا دیگران به شخصیت حقیقی شما پی ببرند

5.     در صمرت حضور در مجالس و مهمانی ها،ترجیح می دهید که به

بهانه ای دور از دیگران باشید.

       

         اگر با ملاحظه ی موارد بالا به این نتیجه رسیده اید که شما نیز به این مشکل

دچار هستید بدانید که اضطراب اجتماعی ناشی از سو ظن و تردید است. تردید در

توانایی های خود و سو ظن نسبت به دیگران.

 

          خوب!

           حالا چه باید کرد؟

·         برای شروع،می توانید زمانی که در شرایط جسمی مناسب و آرامی هستید،باکشیدن نفسهای عمیق،به تصور موقعیت اضطراب زا بپردازید

·         ابتدا از ضعیف ترین موقعیت شروع کنید،مثلا تصور سوارشدن در ماشین،تصور رسیدن به خانه ی دوست، و ...

·         از مهمانی های کوچک و گفتگوهای کوتاه،شروع کنید تا بتوانید رفته

رفته بر اضطرابتان غلبه کنید

·         اگر به اضطراب تسلیم نشوید مطمئن باشید که می توانید به انزوای

خود خاتمه بدهید.

 

      درس بعدی ما در مورد « نه گفتن را بیاموزیم » است و از کلیه ی کسانی که به

این وبلاگ یعنی « ترفندهای خفن،آموزش و غیره » لطف می ورزند اعلام می دارم که

در هفته ی آینده این قسمت را حتما در وبلاگ مطالعه فرمایند. در ضمن اگه خوشتون

و به دردتون خود به این وبلاگ حقیر نظر هم بدهید به خدا ضرر نمی کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن سامی نسب  |