چــراو چگونه بخوانيم ؟
پيشگفتار
امام علي (ع) :
كتابها باغهاي دانشمندان هستند.
1ـ كتاب چيست ؟
كتاب، رسانهاي گروهي است كه در آن مطالب قابل انتقال، ثبتشده است، و بازيابي مطالب آن، از نظر زماني و مكاني محدوديتندارد. نوع تهيه و نگارش كتاب در طول تاريخ متفاوت بوده و تدريجاًتكامل يافته است.
2ـ تاريخچهي كتاب :
كتاب سيري طولاني را براي رسيدن بهشكل كنوني پشت سرگذاشتهاست كه مراحل تحول و تكامل آن عبارت بوده از: سنگ نبشته،لوح فلزي، لوح گلين، لوح چوبين، تومار پاپيروس، تومار چرمين،كتاب پوستي و كتاب كاغذي.
رواج كتاب بهصورت كنوني مديون كاغذسازي چينيها در قرن دومميلادي است. در قرن دوم هجري ايرانيها اين صنعت را از چينيهاآموختند و به ساختن كاغذ پرداختند و حدود چهارصد سال بعد نيزاروپاييها آن را از مسلمانان آموختند. گوتنبرگ در قرن 15 ميلاديدستگاه چاپ را اختراع كرد و اولين كتابي كه چاپ شد انجيل بود.
3ـ فايدههاي كتابخواني :
1ـ گسترشآگاهي، افزايش حساسيتآدمينسبت به جهل و بيعدالتي؛
2ـ برانگيخته شدن قدرت تفكر؛
3ـ آشنايي با سرگذشت جهان و انسان؛
4ـ آموختن دستورالعملهاي سازنده براي زندگي بهتر؛
5ـ آگاهي از راهحلهاي مشكلات و معضلات؛
6ـ استفاده از تجربيات ديگران و آگاهي يافتن به رفتارهاي اجتماعيشايسته و غيرشايسته و فراگير شدن ارزشهاي متعالي؛
7ـ كمكبه شناخت عللرفتار خود وديگران و تأمينسازگاريمطلوب.
8ـ اشباع نيازهاي زيباشناختي انسان.
4ـ كتاب درماني!
با وجود سابقه بسيار طولاني و مؤثر كتابخواني، مفهوم ويژه«كتاب درماني» متعلق به دو قرن اخير است. «بنجامين راش» در سال1815 استفاده از كتاب خواندن را به عنوان بخشي از طرح معالجهبيماران توصيه كرد. «جان مين سان كلت دوم» نيز در سال 1853 عملاًبراي درمان بيماران رواني از كتاب خواندن بهره ميگرفت. در اثرتجربههاي موفق كتاب درماني به تدريج ضرورت نوعي همكاري بينپزشكان و كتابداران احساس شد. از همين روي، در سال 1904 كتابدرماني به عنوان جنبهاي از حرفه كتابداري شناخته شد.
آدرين جانسن ميگويد:
«بيماراني كه ميدانند هنگام بيماري چه كتابي بخوانند، سريعتر ازبيماران ديگر بهبودي مييابند. اين حقيقت را آمارهاي بيمارستانهايانگليسي و فرانسوي تأييد ميكند. آمارهاي نامبرده ميگويند كه مدتاقامتِ بيماراني كه اوقات بيماري خود را با خواندن اين گونه كتابهاسپري ميكنند، در بيمارستانها كوتاهتر است.»
5 ـ كتاب مورد علاقهي شما كدام است ؟
بسياري از پرسشها دربارهي مطالعه و يا چگونگي صرف اوقات فراغتشما ميتوانند به راهنمايي شما دربارهي كتاب مورد علاقهتان بيانجامد.
بنابراين به نفع شماست كه كتاب مورد علاقه خود را انتخاب كنيد.آن را با دقت بخوانيد و حتي مهمترين قسمتهايش را چند بار مرور كنيد.و هر گاه فردي از شما پرسيد كه كتاب مورد علاقهتان كدام است بايدبتوانيد درباره موارد زير توضيح دهيد:
ــ دليل انتخاب خود را توضيح دهيد.
ــ دربارهي نويسنده و محتواي كتاب صحبت كنيد.
ــ به اين پرسش كه چرا و به چه نحو مطالعهي چنين كتابي، روح و ذهنشما را غني كرده است پاسخ دهيد.
ــ همچنين، در صورت لزوم درباره كتابهاي مشابه يا متفاوت نيز صحبتكنيد.
6ـ خواندنِ مفيد
خواندن را از اين جنبه بررسي كنيد كه وقتي مطالبي را ميخوانيد چهمقدار از آن را ـ بهطور مثال دو هفته بعد ـ به خاطر داريد؟ 50%؟،10%؟، 5%؟
اگر با خودتان رو راست باشيد، اقرار خواهيد كرد كه تنها، «روخواني»راه مؤثري براي مطالعه نيست؛ خواندن بايد با «درك» همراه باشد.
اگر كتاب متعلق به شماست، آن را مختص به خود كنيد. نكات مهم راكنار صفحات يادداشت نماييد و با استفاده از يك ماژيك يا مدادشبرنگ، قسمتهاي مهم را مشخص كنيد. اين موضوع به شما امكانميدهد تا به طور مستمر با مطالب كتاب ارتباط داشته باشيد؛ و هر وقتبه كارهايي كه روي كتاب انجام دادهايد نگاه كنيد، تمام آن افكار را بهخاطر خواهيد آورد.
در حالي كه ميخوانيد، سؤالاتي مطرح كرده و آنها را بنويسيد. بهمحض ياد گرفتنِ مطلب مهمي، سؤالي راجع به آن طرح كنيد. اين كار بهشما امكان ميدهد تا بعدها خود را در آن مورد بيازماييد. (ضمناً صفحهمربوط به سؤال را ذكر كنيد تا در موقع لزوم بتوانيد به آن مراجعه كنيد.)به تدريج فهرستي از اين سؤالات تهيه كنيد. بنابراين خواندن مفيد بااستفاده از يك «قلم» امكانپذير است!
موقع خواندن خلاصهبرداري كنيد. يادداشتي از مطالبي كه به نظرميرسد واقعاً نياز به يادآوري آنها داريد تهيه كنيد. (بيترديد درصدكمي از يك صفحه معمولي است.) روي نكات خلاصه شده، شمارهصفحهي مربوط را بنويسيد و پس از چند روز به نوشته خلاصه شدهرجوع و سعي كنيد برخي از مطالب متن را در ذهن خود بازسازي كنيد.اگر مطلبي را فراموش كردهايد، به متن كتاب مراجعه كنيد. خواندن مفيدباز هم با استفاده از «قلم» انجام شده است!
كتابها و مطالب را از نظر اهميت و ارتباط با موضوع مورد نظر خود،دستهبندي كنيد. ـ كتابها و منابع را مثلاً تحت عنوانهاي: «اساسي ومفيد»، «در مواردي مفيد»، «فصل پنجم: مفيد، بقيه مهم نيست» و...دستهبندي كنيد. سپس بيشترين زمان مطالعه خود را صرف كتابهايمفيدي كنيد كه بيشترين ارزش يادگيري و بازدهي را دارند.
7ـ موانع مطالعه
يكي از عوامل رشد و پيشرفت در مطالعه، شناخت موانع و آفاتمطالعه و تلاش در جهت برطرف نمودن آنهاست. برخي از اين موانععبارتند از:
1ـ بيعلاقگي و ناآشنايي نسبت به موضوع، 2ـ عدم تمركزحواس، 3ـ رعايت نكردن آداب و شرايط (مكاني و زماني) مطالعه،4توجه نكردن به مراحل، انواع و شيوه مطالعه، 5ـ بينظمي درمطالعه، 6كمّينگري به جاي كيفينگري، 7ـ شخصيتگرايي به جايحقيقتگرايي، 8ـ نوع نامناسب نوشته و كتاب، 9ـ يكنواختي موضوعو مطالعه، 10ـ راهنما نداشتن
8 ـ مكان مطالعه
براي يادگيري، هميشه مطلبي همراه خود داشته باشيد. تا به حال بايدبه اين نكته پيبرده باشيد كه مكان يادگيري، جايي است كه شما هستيد؛يعني همه جا و هر جا. اگر در اتوبوس، مطب پزشك و... مطلبي همراهنداشته باشيد، بهانه خوبي براي ياد نگرفتن داريد. چنين بهانهاي به دستخود ندهيد.
قبل از شروع يادگيري، وقت خود را براي مرتب كردن تلف نكنيد.مرتب كردن را به نيم ساعت بعد موكول كنيد. آن وقت همانطور كهاطراف خود را مرتب ميكنيد، ذهن شما، نظريههايي را كه مطالعهكردهايد به جريان مياندازد. (اگر اول مرتب كنيد، تنها چيزي كه فكرشما را به خود مشغول ميدارد، مرتب كردن است.)
درباره اطراف خود زياد وسواس به خرج ندهيد. برخي افراد ترجيحميدهند در سكوت كامل مطالعه كنند و برخي ديگر در سر و صدا.بعضيها صندلي راحتي را ميپسندند، بعضي ديگر نشستن يا درازكشيدن را. مهارتهاي خود را براي تمركز و انطباق آن با محيط اطرافخود توسعه دهيد. اين مهارتها، در طول زندگي بسيار با ارزش هستند.
به سقف خيره شويد. يا از پنجره بيرون را نگاه كنيد و نظاير آن. ايننوع گريز را لذت ممنوع به حساب نياوريد، بلكه به صورت يكضرورت تلقي كنيد. ذهن ما براي تعمق درباره نظريههايي كه تازه بهآنها برخورد كردهايم، به زمان نياز دارد. ولي وقت زيادي براي تعمقصرف نكنيد.
تلفيق تمام توصيههاي بالا، اين نكته را تأييد ميكند كه «مكان مطالعه،جايي است كه شما هستيد». البته اگر هميشه در مكان معيني مطالعه كنيد،تمركزتان بيشتر خواهد بود.
اتاقي كه يادآور تفريح، گفتوگو با ديگران و انواع سرگرمي وخاطرات است، تمركز حواستان را برهم ميزند. رطوبت نسبي و جريانهوا در محل مطالعه، از عوامل تمركز حواس به شمار ميآيند.
9ـ سرعت مطالعه
تندخواني مهارت با ارزشي است و شما را قادر ميسازد تا سريعتر ازآنچه كه قبلاً تصور ميكرديد مطالب بيشتري را فرا گيريد. البتّهتندخواني در همه جا به كار نميآيد. به طور مثال براي مطالب رياضي وعلمي كه مسايل آن مرحله به مرحله روشن ميشوند، اين روش كار آمدنخواهد بود.
با وجود اين، براي بخشهاي توصيفي چنين علومي نيز استفاده ازتندخواني مفيد است. همچنين، وقتي براي وقتگذراني و تفريح مطلبيميخوانيد، ترجيح ميدهيد با سرعت طبيعي خودتان بخوانيد. تندخوانيبه قصد فراگيري، ميبايد در كوتاه مدت با هدفي مشخص انجام گيرد ونه در بلند مدت. بهتر است در تندخواني به نكات زير توجه فرمائيد:
1ـ از صفحات فهرست مندرجات كتاب استفاده كنيد تا ديدي سريع و كلياز محتويات كتاب به دست آوريد، به خصوص بار اوّلي كه از يككتاب استفاده ميكنيد، يادداشتهايي از بخشها و قسمتهايي كه بيشترينارتباط را با مطالعه شما دارند، تهيه كنيد.
2ـ مشخص كنيد تندخواني چه موقع مناسب است. به طور مثال اگرهدف شما دستيابي به يك نماي اجمالي از موضوع باشد، تندخوانيمفيد است. امّا اگر به اطلاعات دقيقي نياز داريد، تندخواني صرفاًبراي يافتن بخشهايي از كتاب كه ميبايد عمقي مطالعه شوند شما راياري ميكند.
3ـ آزمايش كنيد و ببينيد آيا تندخواني واقعاً براي كتابي كه مطالعهميكنيد كاربرد دارد؟ برخي كتابها به درد تندخواني ميخورند(بهطور مثال در شرايطي كه كتاب داراي عناوين اصلي و فرعيمتعددي باشد و زماني كه اولين جمله هر پاراگراف بيانگر اطلاعاتجامعي درباره تمام پاراگراف باشد.)
4ـ تندخواني را با مروري سطحي بر عنوانهاي اصلي و فرعي، اولين وآخرين جمله پاراگراف و تمام پاراگرافهاي اوّل و آخر بخشها يافصلها آزمايش كنيد.
5ـ سعي كنيد هر عادتي را كه در ارتباط با تندخواني داريد مثل«تلفظ لغات»، ترك كنيد. بسياري از ما ياد گرفتهايم با سرعتي كهصحبت ميكنيم، كلمات را بخوانيم. در حالي كه مغز ما سريعتر اززماني كه لغات را بيان ميكنيم ميتواند آنها را درك كند. با اينوجود بسياري از افراد مطالب را پس از ادا كردن ميخوانند.
6ـ تمرين كنيد و به جاي لغت به لغت، يك گروه از لغات را يكباره درككنيد. در اكثر عبارات فقط يك يا دو كلمه اساسي و مهم وجوددارند و براي استنباط معني عبارت، نيازي به خواندن بقيهكلمات نيست.
7ـ همچنان كه مهارت در تندخواني را پرورش ميدهيد، پيش از شروعبه خواندن، يك «برنامه كار» تنظيم كنيد. به طور مثال فهرستي ازسؤالاتي كه ميخواهيد پاسخ آنها را پيدا كنيد، تهيه نماييد. سپس درحالي كه به تندخواني مشغول هستيد، ذهن شما بهطور خودكار تمايلبه ذخيره كردن اطلاعاتي دارد كه پاسخگوي سؤالات شماست.
8ـ وقتي شما در مورد موضوع مورد نظر آمادگي ذهني داشته باشيد،ميتوانيد چند دقيقهاي را صرف فهرستبندي نكات مهمي كهميدانيد بنماييد. اين كار باعث ميشود تندخواني و معلومات فعليشما پا به پاي هم پيش بروند و به شما اين امكان را ميدهد تا از رويمطالبي كه در حال حاضر ميدانيد، سريعتر بگذريد. صرف وقتبراي خواندن مطالبي كه ميدانيد، مورد ندارد.
9ـ به طور مداوم مروري بر مطالب قبلي داشته باشيد. به طور مرتب بهچند صفحهي قبل از مطلبي كه در حال خواندن آن هستيد، برگرديدو نكات اصلي را كه در حال تندخواني ياد گرفتهايد به خاطر آوريد.به علاوه كنترل كنيد و ببينيد در هر نگاهي كه به مطالب قبليمياندازيد، آيا نكته مهم و جديدي مييابيد؟ امكان دارد بار اوّليكه تندخواني كرديد مطالب مهم را از قلم انداخته باشيد.
10ـ به طور مرتب نگاهي به صفحات بعدي بياندازيد مگر اين كه مشغولخواند رُمان و داستان باشيد. دانستن اين كه چه مطلبي پس از اينخواهد آمد، براي حفظ توجه شما به مطلبي كه در حال خواندن آنهستيد، مفيد است. مطلب بعدي ممكن است دليل ترتيب و تنظيممطالب را به صورتي كه نوشته شدهاند، براي شما روشن سازد.
10ـ نكاتي ديگر دربارهي مطالعه :
1ـ كتابخوان با خوانندهي كتاب تفاوت دارد؛ كتابخوان كسي است كهذوق مطالعه دارد و به آن عادت كرده است. خواننده كتاب كسياست كه به صورت تصادفي با كتاب روبرو ميشود.
كتابخوان در دنياي كتاب زندگي ميكند.
خواننده كتاب هر چه به دستش ميرسد را ميخواند، بي آن كهذوقي او را هدايت كند. كتابخوان دنياي كتاب و رمان را ميشناسد وبرنامهاي منظم براي كتابخواني دارد.
2ـ تا زماني خواندن را ادامه دهيد كه احساس خستگي نكنيد و بتوانيد بهراحتي هدف نويسنده را دريابيد. مطالعهي طولاني باعث كاهشكاركرد ذهني و فراگيري ميشود.
3ـ هنگام خريد كتاب، تنها به «شهرت» نويسنده توجه نكنيد؛ چه بسيارنويسندگان و مترجمان گمنامي كه مطالعهي آثارشان مفيدتر است.
4ـ هرگز زيبايي ظاهري كتاب شما را نفريبد.
5 ـ به طور معمول مقدمههاي كتابها خشك و ملالانگيزند. به خاطرهمين خوانندگان آنها را نميخوانند؛ اما مقدمه، فشردهاي است ازمطالبي كه در صفحههاي بعد نويسنده مفصل مطرح ميكند. پسخواندن مقدمه ميتواند شما را با ساختار اصلي مطالب كتاب آشناكند. در فراگيري، اين نكته بسيار مهم است.
6ـ خواندن روزنامه را تا حد ضرورت كاهش دهيد؛ زيرا از طرفيمطالب آن روزمره است و بسيار زود كهنه ميشود واز طرفي ديگرباعث پراكندگي ذهني شما خواهد شد. در موارد بسياري نيز بهاعصاب شما لطمه ميزند.
7ـ ارزيابي محتوايي يك كتاب، ـ برخلاف ظاهر آن ـ هرگز در مدتچند دقيقه به دست نميآيد. پس، پيش از با دقت خواندن، دربارهكتاب هيچگونه قضاوتي نكنيد.
8 ـ يك ضربالمثل غيرايراني ميگويد: «ميخ نعل اسب را نگهميدارد؛ نعل اسب، اسب را نگه ميدارد؛ اسب، سوار را حفظميكند؛ و سوار يك كشور را نجات ميدهد.» كتاب خوب، فرد راميسازد و فرد جامعه و تاريخ را ميسازد؛ پس اگر به كتاب خوبيبرخورد كردهايد، آن را به ديگران نيز معرفي كنيد. يكي از راههايساختن اجتماعي مثبت انديش و مثبت رفتار، همين است.
9ـ همانگونه كه غواصان براي به دست آوردن مرواريد رنج سفر بهژرفاي دريا را به جان ميخرند، به دست آوردن مرواريد، دانشبيرنج نيست. پس چه بسا مطالعهي كتاب خوب گاه ملالانگيزباشد، اما تاب آوردن و پرهيز از سطحي خواندن، فرجام خوبيبرايتان در پي خواهد داشت.
10ـ دقت در مطالعه يعني: «تمركز كامل فكري برمطلبي كه بايدفراگرفته شود.» و اين، بستگي به مقدار توجهتان به مطلب هنگاممطالعه دارد. رژه رفتن كلمات و جملات و صفحهها از برابرچشمتان، هرگز به معناي فهميدن آنها نيست. عامل اصلي تمركز،داشتن «انگيزه» براي فراگيري موضوع مورد مطالعه است.
11ـ عقيده يك نويسنده را دربست قبول يا رد نكنيد؛ براي پذيرش ياعدم پذيرش آن دليل عقلي يا ديني داشته باشيد.
12ـ ميز مطالعهتان بايد به گونهاي باشد كه چيزهايي را كه لازم داريد دردسترستان قرار دهد. كتابهاي لغت، كتابهاي مرجع، كاغذ، انواعقلم، پاككن، سنجاق، گيره كاغذ، نوارچسب، خطكش و... را بايدبتوانيد در كشوي آن جاي دهيد.
13ـ ميز مطالعهتان نبايد براق باشد؛ زيرا انعكاس نور آن باعث خستگيچشم خواهد شد. اگر براق است، آن را با پوشش ماتي بپوشانيد.
14ـ اگر از آنهايي هستيد كه حواستان زود پرت ميشود، ميزتان را روبرويديوار بگذاريد.
11ـ تلخيص مطلب :
تلخيص كتاب و مقاله مهارت ارزندهاي است كه با تمرين پيشرفتميكند. مهارت يافتن در خلاصهنويسي به شما كمك ميكند تا مطالبي راكه ميخواهيد ياد بگيريد و حجم مطالب را به ميزان كمتري كه قابليادگيري است كاهش دهيد. خلاصهنويسي، خود به خود شما را بهتصميمگيري راجع به موارد مهم و غيرمهم وادار ميسازد و به شماكمك ميكند تا از اتلاف وقت و نيروي خود كه صرف مطالعهيبينتيجه و سرسري ميگردد، بپرهيزيد.
1/11ـ ده نكته درباره خلاصهنويسي :
1ـ به طور آگاهانه تصميم بگيريد تا ميزان اطلاعاتي را كه ميبايد يادبگيريد كاهش دهيد. به خصوص وقتي با كتابهاي درسي سر و كارداريد، هدف شما بايد بيرون آوردن نكات مهم كتاب باشد كه درآينده بتوانيد از آنها به جاي متن كتاب استفاده كنيد.
2ـ طوري برنامهريزي كنيد كه بتدريج بتوانيد از خلاصهنويسيهاي خودبه جاي مطالب و منابع اصلي استفاده كنيد. خواندن يك خلاصهنسبت به خواندن چندين صفحه از متن اصلي زمان بسيار كمتريلازم دارد؛ با اين وجود حجم فعاليت ذهني شما براي نوشتن خلاصهبه همان نسبت بزرگتر است. خلاصهها را طوري بنويسيد كه تمامنكات و مفاهيم اصلي را كه انتظار ميرود فراگيريد، دربرگيرند.
3ـ با نگاهي به يك صفحه از يادداشتهاي خود (يا يك صفحه از يككتاب) سه نكته مهم بيابيد. ببينيد كدام سه نكته در آن صفحه مهمتراز بقيهي نكات هستند. به اين معنا كه كداميك ممكن است از شماخواسته شود. يا روزي به كار آيد. اين سه نكته را در حد امكان ـ دريك عبارت يا يك جمله و به طور خلاصه بنويسيد.
4ـ خلاصهها را به صورت نمودار تنظيم كنيد. به طور مثال در حالي كهكتاب ميخوانيد و يادداشتهاي خود را مرور ميكنيد، يك بيضي دروسط يك كارت يا كاغذ رسم كنيد. داخل بيضي موضوع يا يكسؤال بنويسيد. سپس خطهايي از بيضي منشعب كنيد و فقط يك يادو كلمه در انتهاي هر خط بنويسيد به طوري كه يادآور جنبهها ومسايل مهم مربوط به موضوع باشند.
5 ـ با استفاده از چنين نموداري يا با تهيه فهرستي از نكات مربوط بهموضوع، مطالب را به ترتيب تقدّم و تأخّر در آوريد. بررسي كنيدكه اولين نكته مهم كدام است و دومين و غيره. يك خلاصه خوببايد فقط نكات مهم را در برگيرد ـ خلاص شدن از شر نكات كماهميّت، قدم مفيدي در راه تهيه يك خلاصه مؤثر است.
6ـ خلاصههاي قابل حمل تهيه كنيد. تا امكان استفاده از آنها در همه جاوجود داشته باشد. استفاده از يك كتابچهي جيبي يكي از راههاست.پيشنهاد ديگر استفاده از كارتهاي فهرستي است. خلاصهها را به طورمشخص و مرتب فهرست كنيد به طوري كه به راحتي بتوانيد يكخلاصهي خاص را پيدا كنيد.
7ـ تمرين كنيد تا بتوانيد از خلاصههاي خود استفاده كرده، برخيجزئيات خوب مربوط به موضوع را دوباره بسازيد. متن خود را بامتن اصلي مقايسه كنيد و ببينيد چه مطلبي را از قلم انداختهايد. سپسچند كلمه ديگر به خلاصه خود اضافه كنيد تا مطمئن شويد دفعه بعدقادر خواهيد بود تمامي مطلب را مانند متن اصلي به خاطر آوريد.
8 ـ خلاصهي خود را با خلاصه ديگران مقايسه كنيد. طبيعتاً همهآنهامتفاوت خواهند بود. اگر خلاصهها را رويهم بگذاريد خلاصهكاملي خواهيد ساخت. سعي كنيد ببينيد خلاصهي چه كسي از همهبهتر است و از وي راههاي خلاصهنويسي را ياد بگيريد. هر تعداد ازراههايي را كه ميتوانيد به كار بنديد، به كار بسته، ببينيد كدام راهبهتر است.
9ـ هنگامي كه مقاله يا گزارش خود را با يك خلاصه خاتمه ميدهيد بهخاطر داشته باشيد كه اين خلاصه آخرين مطلبي است كه بوسيلهاستاد شما خوانده ميشود. شايد لحظهاي قبل از تصميمگيري راجعبه نمره كار شما. بنابراين خيلي مراقب اين چنين خلاصههايي باشيد واز لحاظ كيفي آنها را غني كنيد.
10ـ وقتي خلاصهاي از مقالات يا گزارشها تهيه ميكنيد. مطمئن شويدكه خلاصه شما مربوط ميشود به عنوان مطلب يا سؤالي كه با آنخلاصه راشروع كرديد. ازتكرار اصلمطالب از قسمت اصلي نوشتهخود اجتناب كنيد. فقط نتيجهگيريهاي خيلي مهم را تكرار كنيد.
2/11ـ تعريف تلخيص :
تلخيص در لغت به معناي خلاصه و مختصر كردن است و در معنياصطلاحي و مورد نظر ما، عبارت است از:
«بيان مطالب اصولي و اساسي و مهم يك مأخذ يا مدرك درمختصرترين شكل ممكن، به گونهاي كه در هدف و پيام متن اصلي آنخدشه و تغييري وارد نشود؛ و به تعبير يكي از نويسندگان: تلخيص،عكس 4*6 را 4*3 نمودن است.»
3/11ـ اهداف تلخيص :
الف ـ امكان مجدد مطالعه و مرور مطالب ياد داشت شده.
ب ـ صرفهجويي در وقت و جلوگيري از اتلاف آن با مطالعه مطالبمهم فشرده شده.
ج ـ كمك به حافظه و جبران فراموشي.
4/11ـ شرايط تلخيص :
تلخيص، از شرايط و اصول خاصي برخوردار است كه رعايتنكردن و به كار نگرفتن هر يك از آنها در عمل، ممكن است كارتلخيص را با دشواريها و مشكلاتي روبرو سازد.
اين شرايط و اصول عبارتند از:
الف ـ اختصار: در تلخيص بايد از آوردن كلمات مترادف وجملههاي معترضه و... خودداري و جان كلام را يادداشتكرد.
ب ـ وضوح و روشني: عبارات چكيده بايد گويا، زيبا، ساده، روانو از وضوح و روشني برخوردار باشند. نتيجه، پيام و هدف متنبه خوبي بيان شود؛ البته به كارگيري اصطلاحات علمي و خاص،منافاتي با اين موضوع ندارد.
ج ـ صحت و درستي: هم از لحاظ رعايت قواعد دستور زبان وعلامتگذاريها، و هم در بعد محتوي و اسناد، امانت و صداقتدر چكيدهنويسي مراعات شود.
د ـ حفظ انسجام و وحدت مطالب: چون تلخيص، پيراستن وحذف مطالب زايد و غيرضروري و آراستن چكيدهدربرگيرندهي نكات مهم و اساسي متن اصلي است، بنابراين بايدمطالب و فرازهاي انتخابي، پس از برداشت و يادداشت بايكديگر، انسجام و وحدت داشته و از پيوندي منطقي و اصوليو متناسب با اصل نوشته برخوردار باشند، تا خواننده را هنگاممطالعه دچار تشويش و سردرگمي نكنند.
ه ـ دقت در فهم و درك مطالب: براي رعايت امانت در نقل و يافتننكات اساسي و كليدي.
به كارگيري علايم اختصاري و استاندارد: مثلاً ص = صفحه،ج = جلد، ف = فصل و...
ز ـ پرهيز از اعمال نظر شخصي: و دوري از گرايشات سياسي،فكري و ... . البته روشن است اين نكته با نقد و نقّادي منافاتيندارد؛ اما اين كار ميتواند در پايان هر صفحه، يا فصل يا بخش ياانتهاي چكيده بهصورت جداگانه و كاملاً مشخص انجام پذيرد.
5/11ـ شرايط تلخيص كننده :
خلاصه نويس در صورتي در كار خود مؤفق خواهد بود كه دارايويژگيها و خصوصيات زير باشد: الف ـ آشنايي به موضوع، ب اطلاعاز شرايط، شيوهها و مراحل تلخيص، ج ـ آگاهي به دستور زبان فارسي،د ـ برخورداري از نشاط، دقت و صبر.
6/11ـ شيوههاي تلخيص :
الف ـ شيوهي مستقيم و عيني: در اين روش، خلاصهي مطالبيك متن يا نوشته «عيناً» و «مستقيماً» و بدون كم و زيادي و يا دخل وتصرفي در چكيده آورده ميشود. اين شيوه وقتگير است.
ب ـ شيوهي استنباطي و برداشتي: در اين شيوه، چكيدهنويسعين كلمات نويسنده را نقل نميكند؛ بلكه برداشت و استنباط خود را ازمتن اصلي يادداشت ميكند. مشكل در اين نوشته، احتمال خطاي فرد ازمنظور نويسنده است، اما باعث صرفهجويي در وقت ميشود.
ج ـ شيوه استشهادي و تلفيقي: اين روش، تلفيقي از هر دو روشاست. شايد اين روش، بهترين نوع تلخيص باشد؛ زيرا هم مستند است وهم صرفهجويي در وقت است.
7/11ـ مراحل تلخيص :
تلخيص داراي مراحل مختلفي است كه رعايت آنها در عمل، نتايجسودمندي را به همراه خواهد داشت. اين مراحل به ترتيب عبارتند از:
الف ـ تعيين هدف، شيوه حجم و خواننده تلخيص : با توجه بهاهداف و شيوههايي كه براي تلخيص گفته شد، رعايت ايننكات، در كيفيت و كميت آن تأثير خواهد گذاشت.
ب ـ مطالعهي اجمالي متن و نوشته : رعايت اين مرحله باعثميشود تا طرح و چارچوب و تصوير كلي بحث در ذهنچكيده نويس نقش بندد و زمينهاي براي مطالعهي تفصيلي وعلامتگذاري كه از مراحل بعدي تلخيص است، فراهم گردد.
ج ـ مطالعه تفصيلي و انواع علامتگذاري متن : اين كار باعثتشخيص مطالب مهم و نكات اساسي از مطالب زايد وغيرضروري متن ميشود و بايد با مداد اگر كتاب متعلق بهخودتان است علامتگذاري شود. اين مرحله، مهمترينمرحلهي تلخيص به شمار ميآيد كه عدم توجه به آن، نتايجمطلوبي در چكيده نويسي به همراه نخواهد داشت.
د ـ برداشت و يادداشت : = فيش نويسي يادداشت برداري شاملمطالب اصلي و نكات مهم علامتگذاري شده ميباشد كهبراساس روشي كه در تلخيص انتخاب شده است صورتميگيرد. اين روش را در بخش «يادداشتبرداري و دستهبنديمطالب» به اختصار خواهيم آورد.
ه ـ مرور و تطبيق چكيده : با اهداف كنترل علامتگذاري، املايكلمات، ضبط صحيح مطالب، رعايت قواعد دست نويسي وآيين نگارش، ارائه صحيح افكار و اهداف نويسنده، حذفمجدد مطالب زايد و غيرضروري، و... اين مرحله، به تمركزكافي و دقت وافي و صبر و حوصلهي بسيار نيازمند است.
و ـ تنظيم و تدوين چكيده : بايد از تقدّم و تأخر مطالب و تنظيم وتقسيم عناوين اصلي و فرعي و پيوند فرازهاي انتخابي و خلاصهشده و ارتباط منطقي و متناسب آنها با متن اصلي تنظيم گردد.
ز ـ ذكر مأخذ، شيوه و تاريخ تلخيص و نام چكيده نويس.
12 ـ انواع خواندنيهاي سرگرمكننده :
1/12ـ خواندنيهاي مسافرت
كتاب مسافرت، ازخواندنيهايي است كه بيشاز هر چيز به آنبياعتنايي ميشود. گاه مسافر، كتابي را از كتابفروشي محل حركتميخرد كه يك كتاب درجه پنجم و ششم است. هر چه باشد و هر چه بهدستش برسد.
آلدوس هاكسلي ـ دانشمند انگليسي ـ ميگويد: «ويژگيهاي اصلي يككتاب خوب ـ از آن نوع كه بتوان در هر جا آن را گشود ـ اين است كه مطالب كوتاهو در عين حال جامعي داشته باشد و بتوان در زمان كوتاهي از آن استفاده كرد. كتابيكه دقت مداوم و زحمت فكري طولاني ميطلبد، در سفر بيفايده است؛ زيرا،اوقات فراغت در مسافرت كوتاه و با خستگي جسمي همراه است. فكر پريشان استو نميتواند تلاش دراز مدت را تاب آورد.» هاكسلي، نمونههايي مانند امثال وحكم، كلمات قصار، دائره المعارفهاي جيبي و منتخب اشعار را نامميبرد رُمان نيز از خواندنيهاي سفر است كه در قسمت «رمان» دربارهيآن خواهيم نوشت.
2/12ـ رُمان
مهمترين نكته در خواندن رمان، «انتخاب» آن است. رمان خوب، با آنكه قصهاي بيش نيست، ميتواند دورنماهاي تازهاي در برابر ديدگان مابگشايد و ما را با برخي رموز زندگي آشنا سازد. خواننده، به همان آسانيكه ميتواند با خواندن رمان خوب، فكر خود را از ابعاد گوناگون بپروراند،ممكن است با خواندن رماني ديگر گمراه شود. درست است كه رمانهايبد، اغلب هم بد نوشته شدهاند (و همين نكته اصالت هنر و ادب راستين رانشان ميدهد)، اما گاهي از اوقات، ـ كه البته اندك هم نيست ـ اين ميوهمرگبار، ظاهري دلنشين دارد. ما و ديگران بارها آن را چشيدهايم.
آدرين جانسن ميگويد:
«بار ديگر ميگويم از خواندن كتابهاي بد، بسان خوردن گوشت فاسددوري كنيد. كتابهاي بسياري هستند كه البته شاهكار ادبي به شمارنميآيند، اما دستكم ميتوانند سرگرمي مفيدي براي ما باشند. مافرصت داريم و ميخواهيم از كارها و افكار روزانه بگريزيم. بسيارخوب، ميخواهيم جاي اين اوقات فراغت را «پُر» كنيم؛ با خواندنكتابهايي كه حق زندگي ندارند، اين اوقات را «تهي»ترنسازيم.خواندن شرح يك حادثه صرفاًبهخاطرحادثه بودن يا رُمان عشقي بهخاطر مسايل عشقي! آيا به راستي ارزشمند است؟
رمانهايي هستند كه خواندن آنها كوشش فكري فراواني نميخواهد،اما مفيد هستند. اين كتابها، ميتوانند شما را به خوبي سرگرم كنند ودرعينحال تمايلات انساني يا زيباييهاي طبيعت را به شما بشناسانند.چرا بايد اوقات فراغت را با خواندن كتابهاي ميان تهي ـ كه برايفروش بالا و خواننده زود باور ـ نوشته شدهاند، مسموم سازيم؟»
3/12ـ شعر
از ميان انواع نوشتههاي ادبي، خواندن هيچكدام به اندازهي شعر،دشوار و پيچيده نيست. زيرا از طرفي طرز خواندن آن ارتباط كامل بهرابطهاي دارد كه بين خواننده و شعر برقرار ميشود و از طرفي ديگر،شعر نيز مانند موسيقي، ابزار بيان و تفسير ظريفترين مسايل فكرياست.
شعر بايد با صداي بلند خوانده شود. بلند خواندن باعث ميشود هماز موسيقاي كلامي آن لذت ببريم و هم آن صحنههاي شعري برايمانمجسم شوند. شاعر در حالت غيرقابل بياني قرار ميگيرد و هماره بيم آنرا دارد كه نتواند موضوع را چنان كه بايد مجسم كند. اگر مقصود شاعررا فوري در نمييابيم، نبايد نگران شويم. نبايد براي درك شعر هماناحساسي را داشته باشيم كه براي درك كتاب تاريخ داريم. دل براي خودمنطقي دارد كه «منطق» از آن بيزار است.
بد خواندن شعر و تأكيد نكردن بر واژگان مورد نظر و فرازها وفرودهاي شعر از نگاه شاعر، شعر را متلاشي ميكند. در اكثر مواقع، باآهنگ خواندن شعر، كار را خرابتر ميكند؛ زيرا اكثريت خوانندگان،سرمست از شهرت خويش در پي تأثير صدايشان بر شنونده هستند، نهدرست خواندن شعر.
پس بايد آهنگين خواندن شعر با درستخواني آن همراه باشد.
4/12ـ روزنامه
در تقسيمبندي خوانندگان، روزنامه خوانها در درجه پايينتري قرارميگيرند؛ حتي پايينتر از خوانندگان رمانهاي تفريحي. چنينخوانندهاي، معمولاً پرورش كافي نيافته است؛ اگر بگويد همهيروزنامهها را ميخواند تا بيطرفانه قضاوت كند، تجربه نشان داده استكه او سرانجام صاحب هيچ عقيدهاي نخواهد بود.
روزنامه، ابزاري است براي انتشار متناقضترين نظرها. البته،روزنامههايي هستند كه «صفحه» يا «صفحههايي» از مطالب خود را بهدرج موضوعات ارزشمند اختصاص ميدهند، اما نبايد روزنامههايبسياري را فراموش كرد كه تاآخرين حد امكان به رسواسازي و تهمت بهديگران ميپردازند.
روزنامه، به خاطر «روز»نامه بودن، معمولاً دربردارندهي مطالبيك بار مصرف است. ضعف ديگر مطبوعات، جنجال برانگيزي بهخاطر فروش بيشتر است. اين دو نقطه ضعف و نقاط ضعف ديگر، باعثكممايگي و ارزش اندك آنها شده است. پس كسي كه ميخواهدمطالعهاي جدي، ژرف و تحليلي از موضوعات داشته باشد، نبايد بيش ازحد براي مطالعهي روزنامه وقت بگذارد.
13 ـ كتابخانهي شما
تأسيس كتابخانهاي كوچك را در منزل سرسري نگيريد. تنهاكتابهايي را گردآوري نكنيد كه سطحي است و از بيكاري به آنها پناهميبريد. ابتدا از خود بپرسيد كه ويژگيهاي فكري و طبع كنجكاو وحساس ما ـ كه سرچشمه بسياري از شاديها و غمهاي ماست ـ، چهميخواهد؟ شعر؟ روانشناسي؟ مطالب علمي؟ دينشناسي؟ هنر؟ ادبياتداستاني؟
چون دانستن همه چيز نه ممكن است و نه لازم، پس كتابهايي رابخريد و كتابخانهاي تشكيل دهيد كه به آنها نيازمنديد و به دغدغههايفكري يا احساسي شما پاسخ مثبت ميدهد.
آيا بايد كتاب خوب را به ديگران امانت دهيم؟
بدبختانه بايد اعتراف كنيم سهلانگاري در نگهداري كتاب، يكرسم كلي و عمومي است! چه كسي ميتواند ادعا كند كتابي را كه امانتگرفته، بيش از مهلت مقرر نزد خود نگه نداشته است؟ بايد بياموزيم كهچگونه كتاب را ارج نهيم. بدانيم كه كتاب انديشهاي را بيان ميكند؛احساسي را مجسم ميسازد، بنابراين ارزش انساني دارد. امانت ندادنكتاب خوب به ديگران، باعث رواج كتابهاي بد و نامناسب ميشود.
«هنگامي كه من به كتابخانهي خود نگاه ميكنم چيزي جز كتابنميبينم. پس از دقيقهاي تأمل و لحظهاي تفكر، منظرهاي شگفتآوردر برابر چشمانم گشوده ميشود و غلغله حيات تمام اين كتابها رافراميگيرد. يك جا شاعري مينالد و ميخروشد. صداي او چونزمزمهاي سحرگاهي يا طوفاني خشمگين به گوش ميرسد. او راميبينم كه از شادي به هذيان آمده يا از رنج ميغرّد، از گرميتمايلات ميجوشد يا از حرارت آتش درون ميسوزد.
اينجا مردي روحاني يا قدّيسي را ميبينم كه از پلكان عرش بالاميرود، از آسماني به آسمان ديگر ميپرد و خويشتن را ديوانهوار بهبال و پر فرشتگان ميكوبد. جاي ديگر سايهي هواهاي نفساني ما،لهيب سوزان تمايلات ما، كشمكشهاي خود ما با ما، فتحهاوشكستهاي ما و نگاه نافذ داستان سرائي كه در اعماق احساسات مانفوذ ميكند ظاهر ميشود. حكيم و دانشمند، قاضي و متفكر، پي درپي به ميدان ميآيند و حاصل افكار و مطالعات خود را به ما عرضهميدارند.»
در كتابخانههاي عمومي و بزرگ، راههاي علمي براي تقسيم كتابهاوجود دارد كه شايد مناسب كتابخانه كوچك شما نباشد. به نظر ميرسدپيشنهاد زير براي طبقهبندي كتابها مناسبتر باشد:
1ـ كتابهايي كه امتياز خاصي به آنها ميدهيد.
2ـ رمانها: به ترتيب حروف الفباي نام نويسندگان.
3ـ شعر: به ترتيب حروف الفباي نام شاعران.
4ـ كتابهاي نقد و تحقيقي به ترتيب حروف الفباي موضوعاتبحث شده.
5ـ تاريخ: به ترتيب دورهاي تاريخ كشورها.
6ـ مجموعههاي كوچك علمي.
7ـ فلسفه: به ترتيب موضوع.
8ـ اسلامشناسي: به ترتيب حروف الفباي نام نويسندگان.
14 ـ توضيح واضحات!
1ـ اگر كتابي را امانت ميگيريم، با لفاف كاغذي آن را بپوشانيم.
2ـ حتي با مداد گوشه كتاب امانتي ننويسيم. اگر ميخواهيم يادداشتبرداريم، از كاغذي جداگانه استفاده كنيم و فكر خود يا موضوعاتمربوط به رابطهي مطالب را در آن بنويسيم.
3ـ گوشه صفحهها را تا نكنيم و نشكنيم.
4ـ كتابي را كه امانت گرفتهايم، هيچگاه امانت ندهيم.
5ـ براي ورِزدن، انگشت را با آب دهان خيس نكنيم!
6ـ اگر براي مدت كوتاهي كتاب را به يك سو مينهيم، مداد يا خودكاررا لاي كتاب نگذاريم كه شيرازه صحافي آن از بين ميرود.
7ـ و بالاخره بدانيم: به بيان امام علي (ع) «كتابها، بوستانهايدانشمندانند» و سعي كنيم از بوستان كتابهاي خويش به خوبي مراقبتكنيم.